حكم عاشقي - تاریخ: 1394/7/5 ساعت: 11:28
      حكم عاشقي   زدم در ، سال ها ، اما برويم  وا  نشد آخر گمانم ، حكم عاشق بودنم ، امضا نشد آخر به دنبال كسي بودم كه با من همزبان باشد تمام عمر گشتم ، او ولي پيدا نشد آخر به خود گفتم صبوري مي كنم ، تا حل شود مشكل صبوري كردم اما ، غوره ها حلوا نشد آخر به هر سويي كه رفتم ، راه ،سخت و رو به بالا بود س...
رباعي ها - تاریخ: 1394/7/4 ساعت: 16:31
    رباعي ها   اي دل ! چه شد اين گونه گرفتار شدي نا ديده  اسير چشم  دلدار شدي آن ماه كجا و توي ديوانه كجا تو پير شدي ، پير دل آزار شدي **** در سايه او كمال هم ممكن شد با همت او  وصال هم ممكن شد پنهاني ، دل به عقل مي گفت چنين : با عشق ، ببين ، محال هم ممكن شد **** يك نقطه از اين عكس ، نشان در من نيست...
هاي مردم! - تاریخ: 1394/7/4 ساعت: 15:09
      هاي مردم !   هاي مردم ! من همين تن نيستم اين كه مي بينيد ، اين ، من نيستم خانه مي بينيد و صاحب خانه نه پوست مي بينيد و مغز و دانه نه در درونم من شبيه آتشم همنشين شعله هاي سركشم يك زمان پر مي كشم تا آسمان يك زماني زير خاكستر نهان يك زمان عقل و زماني عشق ناب گاه معجوني از اين دو مستطاب          ...
امن یجیب عشق - تاریخ: 1394/7/4 ساعت: 11:15
    امن یجیب عشق   چون بی گناه مانده در سلول زندانم محکومم و جرم خودم را هم نمی دانم اینجا  ، میان  بیکران  آبی  دریا همچون صدف ، لب تشنه یک قطره بارانم در اضطراب نه شنیدن از زبان تو "امن یجیب عاشق بیچاره" می خوانم چون بید مجنون کنار رود خشکیده بی شیطنت های نسیمی هم پریشانم حالم به حال چشم هایت بستگ...
كيمياي روح - تاریخ: 1394/7/1 ساعت: 16:15
    كيمياي روح   تو معنا كرده اي با خنده هايت مهرباني را و در چشم تو خواندم ، آيه هاي آسماني  را لطيفي مثل يك گلبرگ خيس از نم نم باران كه در خود كرده پنهان راز و رمز زندگاني را خبر داري ز اسرار دل من ، مثل آيينه و مي دانم كه مي داني رسوم همزباني را چو لاله پشت لبخندت ، نشان داغ مي بينم براي من بخوان...
عشق بي ليلا - تاریخ: 1394/7/1 ساعت: 11:06
    عشق بي ليلا   عاشقم ، با اين دل شيدا خوشم در ميان شعله ام ، اما خوشم قطره قطره ، مي چكم از دامنم مثل يك پروانه ، بي پروا خوشم گوشه اي و آسمان و ماه و من امشبي با عالم بالا خوشم چون نمي دانم ز فردا سهم خود تلخ يا شيرين ، ولي حالا خوشم گرچه اينجا در كوير افتاده ام با خيال قطره و دريا خوشم لاله زار...
سنگ سكوت - تاریخ: 1394/6/31 ساعت: 11:36
    سنگ سكوت   امروز ،  طنين دگري داشت كلامت ته رنگ وداع بود ، به همراه سلامت من عرض ادب كردم و ابراز ارادت انگار شنيدم ، كه  گفتي : بسلامت ! لب بستي و پر اخم نشستي و نخورديم يك جرعه از آن خنده مستانه جامت شهزاده سياره گل هاي شقايق اهلي شده آهوي دل ، افتاده به دامت كاري نكند سنگ سكوتي كه پراندي ما ك...
جور ديگر ديدن - تاریخ: 1394/6/30 ساعت: 19:35
      جور ديگر ديدن   خاموش كن گاهي فانوس را خاموش كن زير مهتاب قدم بزن   فانوس پيش پايت را روشن مي كند ، اما چشمانت از تماشاي رد رازهاي كنار راه باز مي ماند   گاهي فانوست را خاموش كن زير نگاه مهتاب جور ديگر خواهي ديد!   (ادم)
شهر سنگي - تاریخ: 1394/6/30 ساعت: 11:28
شهر سنگي   روزگارم غرق در دلتنگي است ساز من محكوم بي آهنگي است عاشقم ، آشفته و شيدا ، ولي هر كه ما را ديده ، گفته بنگي است واقعيت را  نمي بيند  كسي وقتي عينك هاي آنان رنگي است شهر آهن ، شهر سيمان ، شهر دود قلب هاي مردمانش سنگي است نه مروت ، نه مدارا هست شان هر كه را ديدم خروس جنگي است از سپيدي روي ش...
عشق ابتر - تاریخ: 1394/6/29 ساعت: 11:26
    عشق ابتر   به گمانم ، باز هم شر كرده اي دل شكستي ، ديده اي تر كرده اي خسته از فرهاد ديروزي شدي قصد يك خسرو ديگر كرده اي تا شوم خام بهانه هاي تو قصه هاي خوبي ازبر كرده اي هفته اي ، ماهي ، نصيبم مي شدي سهم ما را باز كمتر كرده اي گفته بودند و نمي كردم قبول كه تو اين بازي مكرر كرده اي سرنوشت ما نبود...
زندگي كن - تاریخ: 1394/6/28 ساعت: 11:17
    زندگي كن   در خیابان های حلب قدم نمی زنی خانه ات در صنعا نیست اما  مرگ در تعقیب توست   سوار قایق های مدیترانه نیستی در گرده های منتهی به کابل نمی رانی اما ،  هنوز مرگ در تعقیب توست   نه داسی در دست دارد نه داری بر دوش در حضورش زندگی را فراموش نکن   کمی فکر کن بسیار عشق بورز بگذار استکان ها پر و ...
عشق پيري - تاریخ: 1394/6/28 ساعت: 11:10
    عشق پیری   عجب حالی ست ، حال عاشق  پیری شبیه من تو هم انگار با این قصه درگیری ، شبیه من نگو نه ! باورش سخت است، هنگامی که می بینم نشستی گوشه ای ، غمگین و دلگیری شبیه من مرور سال های رفته شد کار شب و روزت عزادار خود در قاب  تصویری شبیه من نه تاب دل بریدن داری و نه طاقت گفتن دخیل دامن اقبال و تقدی...
موسيقي سكوت - تاریخ: 1394/6/25 ساعت: 17:22
    موسيقي سكوت   عاشق كه باشي، روزگارت فرق دارد فصل زمستان و بهارت فرق دارد پيراهن پاييز در چشم تو سبز است با هر كسي نقش و نگارت فرق دارد روزست يا شب ، بستگي دارد به يارت وقتي كه او باشد كنارت فرق دارد هم عاشق خورشيد و هم مجنون ابري لحظه به لحظه انتظارت فرق دارد حرف دلت را قطره قطره ، ديده مي گويد ...
ناز تو خريدن - تاریخ: 1394/6/24 ساعت: 13:19
    ناز خريدن   دلم عاشق شد و سوداي تپيدن دارد همچو يوسف هوس جامه دريدن دارد قصه دلبري او و ز كف دادن دل گرچه تلخ است ، ولي باز شنيدن دارد درد دوري پي يك وصل پر از شادي و شور مثل سيگار پس از چاي ، كشيدن دارد بعد يك هفته كه يك عمر به چشم من و توست اشك در ديده پر شوق تو ، ديدن دارد دست را خلوت ديدار ت...
شاعر ! - تاریخ: 1394/6/24 ساعت: 12:05
  شاعر !   پا بر زمين واقعيت سر در آسمان خيال دست بر آتش تجربه دل بر آينه شهود حقيقت را به تماشا ايستاده ام   نه فلسفه مي بافم نه افسانه مي گويم نه اسطوره مي سازم نه نصيحت مي فروشم   دل را عصا كش عقل كرده ام مي روم به قاف عشق   شاعرم!   (ادم)
آدم تنها - تاریخ: 1394/6/23 ساعت: 14:59
آدم تنها   بانو اجازه ! مي توانم عاشقت باشم آيا گمان داري كه بنده لايقت باشم يك شاعر پيرم كه قلب كودكان دارم از دار دنيا قطره اي طبع روان دارم دارم حسابي مثل جيبم ، خالي خالي در طالعم افتاده خطي از بد اقبالي تقويم عمرم يكسره فصل زمستان است خورشيد بختم پشت ابر تيره پنهان است در سرنوشتم سهم شادي كم رق...
ليلاي آدم - تاریخ: 1394/6/22 ساعت: 17:54
  ليلاي آدم   مي خواستم ، فقط شما حواي من شوي سرخي سيب  دست بي پرواي من شوي زيباترين  ترانه  پاييز من  شدي باران پر طراوت  دنياي من شوي من قطره بودم و چكيدم در هواي تو آغوش باز كن ، كه  درياي من شوي گل مي كند دوباره اين باغ خزان زده گر باغبان قلب  پر سوداي من شوي حال دل مرا نمي فهمد كسي ، مگر روزي ك...
سه رباعي - تاریخ: 1394/6/22 ساعت: 12:54
  قطره شبنم   از آتش عشقي كه به سر دارم من صد داغ چو لاله بر جگر دارم من يك قطره نصيبم نشد از شبنم تان بايد كه دل از اميد بردارم من   مست انگور   آيينه شدم  ، در طلب نور شما شد ناظر دل ، در پي منظور شما ما را چه نيازي به سبوي دگران مستيم به يك حبه انگور شما   فرهاد شدن   انگار نشد قسمت ما شاد شدن يك...
نمي ترسي؟ - تاریخ: 1394/6/21 ساعت: 11:10
  نمي ترسي؟   وقتي مي خندي نمي ترسي ؟ وقتي چشمانت آواز مي خواند   عشق با يك نگاه آغاز مي شود با يك لبخند   نمي ترسي دنيا را عاشقت كني !   (ادم)
آيا من عاشقت شده ام ؟ - تاریخ: 1394/6/22 ساعت: 12:55
  آيا من عاشقت شده ام ؟   تو مي آيي و من مي ترسم   تو لبخند مي زني و من مي ترسم   تو نگاه مي كني و من مي ترسم   تو مي روي و من مي ترسم   آيا من عاشقت شده ام ؟   (ادم)

برچسب‌های مرتبط

شعر، شعر معاصر ، آدم، عکس نوشته ، شعر آدم، ابوالحسن درویشی | شعر، شعر معاصر ، غزل امروز ، غزل معاصر، شعر آدم، ابوالسن درویشی | شعر، شعر معاصر ، غزل امروز ، غزل معاصر، شعر آدم، ابوالحسن درویشی | شعر، شعر معاصر ، آدم، عکس نوشته ، شعر آدم، ابوالسن درویشی | شعر امروز ، شعر معاصر، آدم ، ابوالحسن درویشی مزنگی | غزل ، غزل امروز، شعر امروز ، شعر معاصر، آدم ، ابوالحسن درویشی مزنگی | عکس نوشته ، شعر امروز ، شعر معاصر، آدم ، ابوالحسن درویشی مزنگی | آدم، شعر امروز ، شعر معاصر، ابوالحسن درویشی مزنگی | #آدم ، شعر امروز ، عکس نوشته |