كيمياي روح
كيمياي روح
تو معنا كرده اي با خنده هايت مهرباني را
و در چشم تو خواندم ، آيه هاي آسماني را
لطيفي مثل يك گلبرگ خيس از نم نم باران
كه در خود كرده پنهان راز و رمز زندگاني را
خبر داري ز اسرار دل من ، مثل آيينه
و مي دانم كه مي داني رسوم همزباني را
چو لاله پشت لبخندت ، نشان داغ مي بينم
براي من بخوان اي دوست ، آن داغ نهاني را
دلت سرشار از احساس ناب عشق انساني
كه غرق لطف خود دارد ، چو من انسان فاني را
شبيه چشمه خورشيد جاري مي شوي در من
بهاري مي كني با لطفت اين باغ خزاني را
كلامت كيمياي روح مانند من افسرده
مسيحايي دم من ، زنده كن در من جواني را
(ادم)
+ نوشته شده در چهارشنبه
1 مهر
1394ساعت 16:15 توسط آدم ADM
|