با خيال دوست
-
تاریخ: 1394/8/13 ساعت: 12:23
قطرهء آبم كه جز در راه دريا نيستم گر جهان شيرين شود ، جز فكر ليلا نيستم زندگاني با تو زيبا مي شود در چشم من جز شما ، دل بسته چيزي ز دنيا نيستم بردي از من دل ، به اعجاز كمالات خودت در پي ابرو و چشم و قد و بالا نيستم جز جدايي تو ، باكم نيست از داغ ديگر عاشق پرو...
در حسرت پايان خوش
-
تاریخ: 1394/8/13 ساعت: 12:21
دوباره شمس ما از شرق جان تابان شود اي كاش پر از شادي و خنده پيش ما مهمان شود اي كاش بريد عهدي كه با من بسته بود و رفت از چشمم به مهر آيد دوباره ، بر سر پيمان شود اي كاش دلم خون است و بر لب خنده ها دارم به ياد او دلم مثل لبانم از خوشي ، خندان شود اي كاش گذشت عمر و نشد يك لحظه دنيا ...
در انتظار خيال
-
تاریخ: 1394/8/13 ساعت: 12:20
در آسمان ما ، پرنده پر نمي زند گاهي كلاغ هم به باغم سر نمي زند عمري نشسته ام در اين ويرانه منتظر حتي خيال تو شبي ، اين در ، نمي زند (ادم)
معشوق مجازي
-
تاریخ: 1394/8/13 ساعت: 12:19
بايد كه ز روزگار راضي باشيم هر چند كه بازنده بازي باشيم معشوق حقيقي چو نشد قسمت ما بايد ، پي معشوق مجازي باشيم
شب باراني
-
تاریخ: 1394/8/13 ساعت: 12:17
وقتي باران ببارد خيابان خيس پر مي شود از نور از رنگ وقتي باران ببارد خيالم سر ريز مي شود از خاطره شب هاي خيس شب هاي چترهاي بسته وقتي باران ببارد در خاطره خيس نيمكتي ياد تو برق مي زند و كلاغ هايي كه گرسنگي خود را قارقار مي كنند وقتي باران ببارد دستي سرد انگشتاني گرم را خواب مي بيند و چ...
خزانه عشق
-
تاریخ: 1394/8/13 ساعت: 12:17
عاشق شدن بهانه نمي خواهد دام شما كه دانه نمي خواهد عشقي كه در نگاه، مي شود ديد آواز عاشقانه نمي خواهد هر كس شنيد آواز قناري را از زاغ ها ، ترانه نمي خواهد عاشق همه سرمايه اش قلب اوست گنجينه اش خزانه نمي خواهد دلداده دائم در حضور يار است از دلبرش نشانه نمي خواهد آن كس كه شد هم...
خودت باش
-
تاریخ: 1394/8/13 ساعت: 12:16
نه سيم تار باش و نه مضراب هيچكس نه بنده كسي شو ، نه ارباب هيچكس آزاده باش و پيرو انديشه خودت هرگز نشو ز زمره اصحاب هيچكس بخت تو را تلاش هايت مي زند رقم طالع خود نبين ، به اسطرلاب هيچكس بايد كه شعله از وجود خود بر آوري با شمع ديگران نشد ، گرم آب هيچكس آسان تر از تحمل منت ، خماري است مستي نكن ...
قديم و جديد
-
تاریخ: 1394/8/13 ساعت: 12:15
به ياد تو ، اي آشناي قديمي من و روز و شب، آن دعاي قديمي عبور زمان از تو من را جدا كرد بيا تا بسازيم ، ماي قديمي كنارم نشستي شبيه غريبه دلم تنگ شد بي شماي قديمي ببين دفتر يادهايم ندارد به جز صفحه قصه هاي قديمي نرفته است از خاطرم خاطرات من و دوست بي رياي قديمي نكردم فراموش آن روز ها...
فراموشم نكن
-
تاریخ: 1394/8/13 ساعت: 12:11
همچو كولي هاي عاشق ، خانه بر دوشم نكن گر چه تركم كرده اي ، اما فراموشم نكن بار دوري را به زحمت مي كشم بردوش خود بي خبر ماندن ز خود را ، بار بر دوشم نكن گاه گاهي نامه اي ، زنگي ، پيامي ، قاصدي گر نمي خواهي نيا ، مهمان آغوشم نكن يادگارت عكس خنداني برايم پست كن نيش قهرت ديده ام ،محروم از ا...
انتظار
-
تاریخ: 1394/8/13 ساعت: 12:08
نيمكت سيماني سرد است دانه هاي برف سرد است گنجشك ها خاموشند كلاغ ها خاموشند فواره ها را بسته اند برگ هاي حالا قهوه اي حوصله جيغ كشيدن ندارند وقتي زير پا مي مانند روي همان نيمكت سيماني رو به همان خيابان درختي نشسته ام زير همان بيد كه حالا گيسوانش سفيد شده است در انتظار بهار مانند موهاي من در ا...
درانتظارخودم
-
تاریخ: 1394/8/13 ساعت: 12:06
بگذار تا بمانم اينجا ، در حصار خودم اينجا درون آينه ، در انتظار خودم مرا چه كار به دنياي پر هياهوتان دور از شما نشسته ام ،سرم به كار خودم ببين كه هيچ ندارم ز خود به دست خودم از من گرفته ايد ، حتي اختيار خودم در اين زمانه پوشيده از غبار غرور گم كرده ام خود خودم را، بيقرار خودم كسي براي ك...
انكار خود
-
تاریخ: 1394/8/13 ساعت: 12:05
مانند گل آزرده خار خودم بودم در آستين جامه ام ، مار خودم بودم پنداشتم چون من شما هم دل خريداريد چون غافلان در بند پندار خودم بودم درچشم خودهم نيست قدر و قيمتي ما را زيرا كه عمري را در انكار خودم بودم بيگانه با خود ، بندگي ديگران كردم اي كاش روزي، لحظه اي يارخودم بودم راز مرا نه دوست مي...
چه اهميتي دارد !
-
تاریخ: 1394/8/13 ساعت: 12:03
نمي دانم اصلا چرا بايد بدانم چه اهميتي دارد شياري سطح مريخ حلقه هاي زحل و مرگ چند ستاره آن سوي راه شيري! وقتي چند كوچه نه چند خانه آن سو تر كودكي كرسنه گريه مي كند وقتي به خاطر چند اسكناس كه ندارد پدري نعش عصاي پيريش را بر دوش مي كشد وقتي زمين ما در اشك و خون دور خودش مي چرخد وقتي موج نفر...
فراموش نمي كنم !
-
تاریخ: 1394/8/13 ساعت: 12:01
فراموش نمي كنم ! هنوز فراموش نكرده ام آن روزهايي را كه دارا انار داشت و خواهرم سارا براي انار گريه مي كرد انگار همين ديروز بود فراموش نكرده ام هنوز دستهاي من متورم تركه هاي آموزگار است _آقا اجازه ! چرا سارا انار ندارد؟ مثل پدر ما پدر سارا هم وضعش خوب نيست ! هيچ كدام از بچه هاي كلاس انار نداش...
در دام آبشار
-
تاریخ: 1394/8/13 ساعت: 11:58
وقتي به چشمان كسي دل مي سپاري يعني كه در سينه دل ديوانه داري دارد مهارت را و هر سو مي كشاند چون ابرهاي تيره و باد بهاري من بيقرارت بودم و ديدي و گفتي عاشق صبوري مي كند ، نه بيقراري سهمي ندارم از تو بر پيشاني خود انگار ، بعد از اين همه اميد واري جمعند گرد تو همه داعيه داران ما ر...
معناي زندگي
-
تاریخ: 1394/7/27 ساعت: 12:16
شبيه خواب و خيالي ، شبيه رويايي اگر چه رفته اي ، اما هميشه اينجايي به چشم عشق ، تو را غيبتي نمي افتد چو ماه در دل شب هاي تيره پيدايي بدون هرم نفس هاي زندگي بخشت ني شكسته ما ، برنيارد آوايي شوم چو قطره اشكي ، به سوي تو جاري براي ماهي قلبم ، تو مثل دريايي به جاي كوزه اگر چه شكسته...
پايان قصه
-
تاریخ: 1394/7/26 ساعت: 12:03
شب است و من و خيابان ... چرا نمي آيي در انتظارم و باران ... چرا نمي آيي هوا هواي قشنگ قدم زدن با تو در امتداد درختان ... چرا نمي آيي قرارمان كه همين ساعت و همين جا بود گذشت ساعتي از آن ... چرا نمي آيي من و خيال تو و ابر و اشتياق و هراس دلم گرفته به قرآن ... چرا نمي آيي كلاغ ها همه رفتند...
خيال و بي خيالي
-
تاریخ: 1394/7/25 ساعت: 14:49
تو سرخوش تريني و من پر ملال من عزلت نشين و تو پر شور و حال تو خورشيد صبحي و من در غروب تو وقت طلوعي و من در زوال تو سروي و من بيد خشكيده ام الف قامت تو و قدم چو دال تو خندان لبي و منم تلخ روي تو شيرين بياني و من لال لال تو مويت پريشان شادي و من چو مويت پريشان و آشفته حال من و تو ز دو عالم مختلف من...
آوار دل
-
تاریخ: 1394/7/25 ساعت: 13:13
ديگران در كار آب و نان و ما در كار دل ما هوادار دل و آنان پي انكار دل مركز دايره هستي ما چشمان او دور رويش در طواف جاودان پرگار دل بي خبر از دل،نمي دانم چه آمد برسرم بايد از ديده بگيرم گاه گاه اخبار دل گفته بودي در دلم پنهان كنم راز تو را فاش شد در قطره هاي گريه ام اسرار دل بخت ما انگار چ...
اخبار عشق
-
تاریخ: 1394/7/25 ساعت: 11:02
از بي وفايي هاي ياران من خبر دارم از داستان تلخ هجران خبر دارم تو آمدي و ولوله افتاد در كوچه ازهاي و هوي جمع مستان من خبر دارم آهسته مي رفتي و من پشت سرت بودم از معني سرو خرامان من خبر دارم مي رفتي و ديدم كه جان مي رفت همراهت از هول وقت دادن جان من خبر دارم زلف تو را ديدم شبي د...