چیزی شبیه شعر

فراموش نمي كنم! هنوز فراموش نكرده ام آن روزهايي را كه دارا انار داشت و خواهرم سارا براي انار گريه مي كرد انگار همين ديروز بود فراموش نكرده ام هنوز دستهاي من متو

فراموش نمي كنم !

فراموش نمي كنم !

 

هنوز

فراموش نكرده ام

آن روزهايي را

كه دارا انار داشت

و خواهرم سارا

براي انار گريه مي كرد

 

انگار همين ديروز بود

فراموش نكرده ام

هنوز

دستهاي من

متورم تركه هاي آموزگار است

 

_آقا اجازه !

چرا سارا انار ندارد؟

مثل پدر ما

پدر سارا هم

وضعش خوب نيست !

 

هيچ كدام از بچه هاي كلاس انار نداشت

اما همه به سوالم خنديدند

و معلم

علامت سوال بزرگي را

كه درخنده هايشان بود

نديد!

فراموش نكرده ام

من قهرمان نبودم

اما تنها بودم

و دست هايم

هنوز متورم آن تنهايي است !

 

 (ادم)

 

هنوز

فراموش نكرده ام

آن روزهايي را

كه دارا انار داشت

و خواهرم سارا

براي انار گريه مي كرد

 

انگار همين ديروز بود

فراموش نكرده ام

هنوز

دستهاي من

متورم تركه هاي آموزگار است

 

_آقا اجازه !

چرا سارا انار ندارد؟

مثل پدر ما

پدر سارا هم

وضعش خوب نيست !

 

هيچ كدام از بچه هاي كلاس انار نداشت

اما همه به سوالم خنديدند

و معلم

علامت سوال بزرگي را

كه درخنده هايشان بود

نديد!

فراموش نكرده ام

من قهرمان نبودم

اما تنها بودم

و دست هايم

هنوز متورم آن تنهايي است !

 

 (ادم)

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 آبان 1394ساعت 12:01  توسط آدم ADM