چیزی شبیه شعر

بگذار تا بمانم اينجا، در حصار خودم اينجا درون آينه، در انتظار خودم مرا چه كار به دنياي پر هياهوتان دور از شما نشسته ام،سرم به كار خودم ببين كه هيچ ندارم ز خود ب

درانتظارخودم

 

بگذار تا بمانم اينجا ، در حصار خودم

اينجا  درون  آينه ، در  انتظار  خودم

مرا  چه  كار به  دنياي  پر هياهوتان

دور از شما نشسته ام ،سرم به كار خودم

ببين كه هيچ ندارم ز خود به دست خودم

از من  گرفته ايد ، حتي  اختيار خودم

در اين زمانه پوشيده  از غبار غرور

گم كرده ام خود خودم را، بيقرار خودم

كسي براي كسي گريه هم نخواهد كرد

تنها و دلشكسته ام ، خود داغدار خودم

نه ترشده ست ديده اي ، نه تنگ شد دلي

از گريه هاي زار من ، بر حال زار خودم

نه دوستي به  برم دارم و نه در بر يارم

بگذار تا  بنشينم ،  دمي  كنار  خودم

دل  سياه  ندارم  پسند  كار  شما

غريب تر ز غريبم ، در اين ديار خودم

آماده ام بيا ، تو ماندي و من رفيق

خود بافتم ، گره زدم ، طناب دار خودم

 

(ادم)

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 آبان 1394ساعت 12:06  توسط آدم ADM