هاي مردم!
هاي مردم !
هاي مردم ! من همين تن نيستم
اين كه مي بينيد ، اين ، من نيستم
خانه مي بينيد و صاحب خانه نه
پوست مي بينيد و مغز و دانه نه
در درونم من شبيه آتشم
همنشين شعله هاي سركشم
يك زمان پر مي كشم تا آسمان
يك زماني زير خاكستر نهان
يك زمان عقل و زماني عشق ناب
گاه معجوني از اين دو مستطاب
هاي مردم ! من همه تن نيستم
نه ! خطا گفتم ، تن اصلن نيستم
(ادم)
+ نوشته شده در شنبه
4 مهر
1394ساعت 15:09 توسط آدم ADM
|