بازيچه - تاریخ: 1395/8/22 ساعت: 12:11
  تا به كي نقش و نمايش ، تا به كي بازيگري ظاهرت با اين يكي و باطنت با ديگري           اين همه فرياد كردم عاشقم ، پايي بده دست بر گوشت نهادي تا بگويي كه كري من چو مجنونم اگر چه نيستي ليلا شما چونكه دل دادن نمي داني چرا دل مي بري آهوي چشم سياهت گرگ دارد با خودش گر زليخا هم كه باشي ، در نهايت مي دري   ...
عکس نوشته 70 - تاریخ: 1395/8/22 ساعت: 12:05
تصویر انسان - تاریخ: 1395/8/16 ساعت: 19:17
  ابر سیاه چشم هایش غرق باران بود خورشید یک لبخند پشت پرده پنهان بود در جستجوی اعتماد شانه ای می گشت انگار مثل فکرهای من پریشان بود نیلوفری روییده در مرداب تنهایی زیبایی خورشید در هرم بیابان بود همرنگ داغ لاله پژمرده در پاییز فریاد تلخ برگ مانده در خیابان بود در دست هایش سیب سرخ خواهش حوا در جیب های...
عکس نوشته 69 - تاریخ: 1395/8/15 ساعت: 11:10
بعد آن همه ثانیه ها - تاریخ: 1395/8/15 ساعت: 11:05
از رفتن بازمانده بود انگار و روی پله هایی که به سوی روشنی می رفت نگاهی را تماشا می کرد مردی شبیه من  ایستاده بود در برابر رویایی که  عشق را به شیرین ترین زبان تفسیر می کرد من ایستاده بودم پله ها می رفت و چشم هایش بعد از آن همه ثانیه های آشنایی به  سوال نگاهم با علامت تعجب جواب دادند او به سوی روشنی ...
عکس نوشته 68 - تاریخ: 1395/8/11 ساعت: 6:17
پشت چراغ قرمز! - تاریخ: 1395/8/11 ساعت: 1:58
  پنجاه و نو پنجاه و هشت پنجاه و هفت   ثانیه های زندگی پشت چراغ قرمز ایستاده است   در ایستگاه متروک زندگی مسافری انتظارم را نمی کشد   خالی سرد غبار گرفته مثل اتوبوسی پیر که اجازه عبور از خط ویژه ندارد در نفس های به شماره افتاده ام حقارت را احساس می کنم!   #ادم
تا خرمن خورشید - تاریخ: 1395/8/10 ساعت: 0:26
  قطره را سوداي دريا سوي دریا مي كشاند عشق ليلي پاي مجنون را به صحرا مي كشاند ذره چون بي تاب مهر روي ماه آسمان ست خويش را تا خرمن خورشيد بالا مي كشاند شعله هاي لاله دشت افروز شد ، پروانه ها را دل به ياد شمع سوي دشت و صحرا مي كشاند اي رخت آيينه دار چشمه عشق و محبت تشنگي ما را به بوي آب آنجا مي كشاند ...
باغ هستی - تاریخ: 1395/8/9 ساعت: 1:06
  چشمه اي بود خشكيده درختي در باغ پژمرده دفتري بي كلمه اي! "هستي" ، لفظي بود كه هنوز معنايي در اعتبار خود نداشت! جوانه زدم جاري شدم چون قطره از دل سنگ چون بوي شكوفه از تن شاخه غزلي ناب در كتاب آفرينش "انسان"   #ادم
هذیان - تاریخ: 1395/8/9 ساعت: 1:04
  آخرين انار از بلندترين شاخه خون دلش را دانه دانه نثار افتادگي برگ مي كند ! يك روز شاخه از انار تهي مي شود درخت از شاخه و زمين از درخت ! من اما آن روز هنوز سرگشه ميان توهم و ترديد سيب مي چينم از شاخه ای که شايد درخت انار نباشد   #ادم
هیچ - تاریخ: 1395/8/8 ساعت: 4:12
  تهي از عشق انسان آيينه اي ست در برابر هيچ كس پنجره اي  گشوده به هيچ  سو آونگ ميان دو هيچ هيچ! #ادم
حقیقت خاموش - تاریخ: 1395/8/8 ساعت: 4:02
سكوت يعني هيچ! حتي شب بي صداي جيرجيرك ها رسميت نخواهد يافت. نفرت را باور دارند زير صفير گلوله اي واقعيت آن را اثبات مي كند اما حقيقت خاموش عشق را هيچ كس ايمان نمي آورد امروز زندگي يعني دستي براي تمنا سري براي تعظيم و زباني كه نبايد سرخ باشد!   #ادم
غرور - تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 10:04
    افتاد بر خاك افتاد نه چون سيب در درگاه كمال بر خاك افتاد نه چون برگ زير پاي نسيم افتاد چون قاصدك از نردبان باد وقتي افتادگي را انكار مي كرد بر خاك افتاد #ادم
آفتاب گردان - تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 10:02
  زندگي با طللوع نگاهت آغاز مي شود و مرگ نوميدي چشمانم در جستجوي توست روي مي گردانم به هر سو تا دانه  دلم را ببري به پختگي عشق آفتاب گردانم توام #ادم
آونگ دار شعر !! - تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 9:59
پژمرده ام ، افسرده ام ، دلتنگم ترانه اي  نا شاد بد و آهنگم حزن نهان در ناله هاي تارم غم نغمه هاي زخمه هاي چنگم تصوير ساز لحظه هاي رنجم از غم پر است دفتر ارژنگم شوري اشكم ، تلخي اندو هم در ديده دردم ، بر جبين آژنگم شور و نشاط نيست در قاموسم شادي ندارد جاي در فرهنگم ابرم ، نقاب تيره خورشيدم چون كوه ، ...
عکس نوشته 67 - تاریخ: 1395/8/4 ساعت: 10:24
عکس نوشته 66 - تاریخ: 1395/8/4 ساعت: 10:17
عکس نوشته 65 - تاریخ: 1395/8/3 ساعت: 1:58
انتظار - تاریخ: 1395/8/3 ساعت: 1:56
  دیروز ، روز پیش از آن و پیش تر از آن اینجا پر است عمرم از صف های انتظار در حسرت یک شاخه ئ گل ، مانده ایم و هی قد می کشند ، هرزه علف های انتظار   #ادم
فال قشنگ - تاریخ: 1395/8/1 ساعت: 1:02
  کجا می روی ای خیال قشنگم بمان تا بماند ، حال قشنگم بیا تا ببارد ز هر گوشه شادی به دنبال تو ای محال قشنگم بدون تو زشت است و تاریک روزم حضور تو ، تنها مجال قشنگم تو زیباترین شعر دیوان عشقی غزل دیدمت ای غزال قشنگم تو را دیده ام در غزل های حافظ به نام تو افتاد فال قشنگم #ادم

برچسب‌های مرتبط

شعر، شعر معاصر ، آدم، عکس نوشته ، شعر آدم، ابوالحسن درویشی | شعر، شعر معاصر ، غزل امروز ، غزل معاصر، شعر آدم، ابوالسن درویشی | شعر، شعر معاصر ، غزل امروز ، غزل معاصر، شعر آدم، ابوالحسن درویشی | شعر، شعر معاصر ، آدم، عکس نوشته ، شعر آدم، ابوالسن درویشی | شعر امروز ، شعر معاصر، آدم ، ابوالحسن درویشی مزنگی | غزل ، غزل امروز، شعر امروز ، شعر معاصر، آدم ، ابوالحسن درویشی مزنگی | عکس نوشته ، شعر امروز ، شعر معاصر، آدم ، ابوالحسن درویشی مزنگی | آدم، شعر امروز ، شعر معاصر، ابوالحسن درویشی مزنگی | #آدم ، شعر امروز ، عکس نوشته |