بی خیال تو
-
تاریخ: 1396/10/20 ساعت: 17:01
درس عشق
-
تاریخ: 1396/10/20 ساعت: 17:00
خیال کن
-
تاریخ: 1396/10/20 ساعت: 16:59
یادگارعشق
-
تاریخ: 1396/10/18 ساعت: 13:43
پروانه را به سر زمین لاله ها ببر این داغ دیده را به جمع آشنا ببر یک حرف عاشقانه چشمم بر لبی ندید گوشم بگیر و تا لب آن ماجرا ببر در جستجوی عشق ، اگر گم شدی بیا فانوس اشک گوشه چشم مرا ببر بی تو به کار من نمی آید تپیدنش چیزی نگو! بیا دلم را بیصدا ببر نسل پلنگ منقرض شد در دیار ما مانند ابر ، ماه را از ش...
سکوت سپید
-
تاریخ: 1396/10/17 ساعت: 12:06
معما
-
تاریخ: 1396/10/13 ساعت: 11:47
در دل تو برای من جا نیست پرده افتاد و جای حاشا نیست ما سراپا جنون شدیم و دریغ! هیچ در تو نشان لیلا نیست شرح حال دل مرا دیگر جز زبان سکوت گویا نیست چاره ای نیست گریه های مرا گر چه گفتی که جایش اینجا نیست حکم دل می برد زبان سکوت داغ تو در تحمل ما نیست صبر بسته دهان ناله، ولی چشم من این همه شکیبا نیست...
بغض نی
-
تاریخ: 1396/10/5 ساعت: 11:14
...
-
تاریخ: 1396/10/4 ساعت: 11:35
حضور
-
تاریخ: 1396/10/4 ساعت: 11:31
غزل جامانده
-
تاریخ: 1396/10/3 ساعت: 12:18
کلاغ عاشق
-
تاریخ: 1396/10/3 ساعت: 12:16
الهام
-
تاریخ: 1396/10/2 ساعت: 11:41
بازی زمستان
-
تاریخ: 1396/10/2 ساعت: 11:39
دل شکسته
-
تاریخ: 1396/10/2 ساعت: 11:38
قصه عشق
-
تاریخ: 1396/10/2 ساعت: 11:37
زلزله فقر
-
تاریخ: 1396/8/23 ساعت: 13:40
قصه عشق
-
تاریخ: 1396/8/22 ساعت: 19:52
خورشید شب
-
تاریخ: 1396/8/22 ساعت: 19:50
صفی در انتظار مرگ قطاری که می رود تا هیچ ! جایی رد پای زندگی گم خواهد شد و از مغرب آسمان خورشیدی بر خواهد آمد به بشارت شبی ابدی آن روز تو از این پایان ناگزیر به کجا خواهی گریخت؟ ثانیه ای بیش نمانده است تا طلوع هیچ ثانیه ای بیش نمانده است ! #آدم
مهمانی رویا
-
تاریخ: 1396/8/20 ساعت: 17:24
مهمان زندگی مهمان ناگزیر زندگی از پنجره آرزو به کوچه بازی و تماشا می دود مغرور و بازیگوش با چشم های بسته از چهار راه دانش و آگاهی می گذرد چند کوچه آن سو تر در دفتر خاطرات شب نقش دلقک عشق را در هیات عارفان اساطیری حکایت می کند و در کارگاه راز بقا تکرار خویش را به تصویر می کشد یک روز نیز بر نردبان وار...
عادت
-
تاریخ: 1396/8/20 ساعت: 17:22
خورشید عادتی ست که هر صبح با اضطراب غروب بیدار می شود و هر شب در آرزوی طلوع تازه چشم بر هم می نهد بهار عادتی ست که هر سال چشم به راه پاییز گل می کند تا قصه قدیمی عشق و جدایی را در خش خش غمگین برگ ها بشنود انسان عادتی ست که هر دقیقه تکرار ثانیه های پیش را میان خواب و بیداری خمیازه می کشد و آفتاب و به...