تلخ طربناک
من تلخ ترین تلخ طربناکم
هرچند که غوره ، میوه تاکم
در آرزوی باده شدن بودم
طوفان زمانه ریخت بر خاکم
گل هست درون سینه ام پنهان
در چشم شما اگر چه خاشاکم
منت نکشم ز کیمیای کس
هرچند طلا نیستم ، پاکم
احوال مرا کسی نمی فهمد
احساس کسی نکرد ادراکم
آماده رفتنم به هیچ آباد
با میل خودم ، بسته ام ساکم
دنیای شما جای امنی نیست
بر می گردم به سنگر لاکم
در دفتر من نشان شادی نیست
من شاعر شعرهای غمناکم
# آدم
+ نوشته شده در دوشنبه
2 بهمن
1396ساعت 11:33 توسط آدم ADM
|