چیزی شبیه شعر

شب شراب به پایان پر خمار رسید دوباره دوره تلخی انتظار رسید نصیب بخت من از جام عشق تلخی بود به دیگران گل و دستم به تیغ خار رسید نشد حواله لب های من نمی لبخند برا

سوار سرنوشت

شب شراب به پایان پر خمار رسید

دوباره دوره تلخی انتظار رسید

نصیب بخت من از جام عشق تلخی بود

به دیگران گل و دستم به تیغ خار رسید

نشد حواله لب های من  نمی  لبخند

برای چشم ولی اشک بی شمار رسید

برای بلبل پربسته در قفس مانده

چه فایده که گل و سبزه و بهار رسید

ندید روی خوش از سرنوشت، دیده ما

از آن سوار به این آینه غبار رسید

پر است کاسه صبرم ز بی وفایی تو

نگو که این همه از دست روزگار رسید

درون سینه خود بمب ساعتی دارم

ببین که ثانیه هایش به انفجار رسید

نباش در پی آزادگی و آزادی

که هر که رفت به دنبال آن، به دار رسید

#آدم

+ نوشته شده در  دوشنبه 25 دی 1396ساعت 19:33  توسط آدم ADM