چیزی شبیه شعر

پر شد تمام هستی من از هوای تو حتی سکوت، با خودش دارد صدای تو در من حلول کرده ای و خالی از «خود»م در ذره ذره ام، نشان جای پای تو هر سو که می کنم نظر، پر از خیال

صدای سکوت

 

پر شد تمام هستی من از هوای تو

حتی سکوت، با خودش دارد صدای تو

در من حلول کرده ای و خالی از «خود»م

در ذره ذره ام ، نشان جای پای تو

هر سو که می کنم نظر ، پر از خیال توست

دنیاست پرده ای ز نقش چشم های تو

هر کس در این جهان به بلایی دچار شد

بیچاره من که شد دل من مبتلای تو

روز و شبم به ذکر یا محبوب می رود

شاید دری به لطف بگشاید خدای تو

بیمار انتظارم و درمان نمی شود

این درد ، جز به بوسه مشکل گشای تو

عمرم گذشت و وعده وصلت ادا نشد

چشم امید بستم اما به قضای تو

زاهد نصیحتم نکن ، گوشم گرفته است

در های و هوی یکسر از  روی ریای تو

من داغ عشق بر دلم دارم ، وای من

تو بی خبر ز لذت عشقی ، وای تو

 

#ادم

+ نوشته شده در  يکشنبه 19 شهريور 1396ساعت 11:30  توسط آدم ADM