جواني كن!
بيا پيرانه سر بار دگر ياد جواني كن
در اين مساله ها، تقليد از استاد جواني كن
ز سر بردار اين كهنه كلاه دزد دنيا را
سر خود را شبيه من پر از باد جواني كن
چرا زانوي غم ، بگذار سر بر زانوي ياري
دوباره زنده ايام خوش و شاد جواني كن
به دلداري بده دل ، تا دلت را زنده گرداند
به جادوي نگاهي ، در دل ايجاد جواني كن
اگر چه فصل پيري وقت ايمان است ، اما تو
دو روزي ، پيروي از رسم الحاد جواني كن
نديدي پر شد از شيرين لبان شوخ شهر ما
تو هم بر تن شبي ، جامه فرهاد جواني كن
در اين مرداب پيري گر بماني ، گند خواهي زد
سفر تا ساحل درياي آزاد جواني كن
+ نوشته شده در سه
شنبه
13 مرداد
1394ساعت 12:37 توسط آدم ADM
|