همراه شر!
هر گلي ، چون خار يك همراه شر دارد
لفظ زيبا گاه در تقدير خود معناي شر دارد
روح انسان جمع اضداد است ، مي بيني
عقل خير انديش، گاهي پاي شر دارد
نيم ما نور است و نيم ديگر از خاكيم
نيمه خاكي ، سر در پاي شر دارد
چشم هاي گرگ و آهو هر دو يكرنگ است
گاه گاهي خير هم ، سيماي شر دارد
اين يكي مظلوم مطلق و آن يكي ديگر
پشت برق چشم خود سوداي شر دارد
قطره قطره اشك مي ريزد ز چشمانش
در پي اش اين رود يك درياي شر دارد
من كه دارم ادعا از خير و شر دورم
پاي شعرم را ببين امضاي شر دارد
من نخواهم دور شد از چشم مست تو
مثل من ديوانه كي پرواي شر دارد
+ نوشته شده در سه
شنبه
6 مرداد
1394ساعت 11:22 توسط آدم ADM
|