چیزی شبیه شعر

من از نگاه تو با عشق آشنا شده ام به لطف خنده تو، غرق در بلا شده ام شنیدم از لب تو حرف های مثل شکر و بی هوا، به قند تو مبتلا شده ام خمیده قامتم، اما نه زیر بار ز

از آیینه ها بپرس

 

من از نگاه تو با عشق آشنا شده ام

به لطف خنده تو، غرق در بلا شده ام

شنیدم از لب تو حرف های مثل شکر

و بی هوا، به قند تو مبتلا شده ام

خمیده قامتم ، اما نه زیر بار زمان

به روزگار جوانی، ز غصه تا شده ام

ز عافیت طلبی نیست دست ما به عصا

عصا گرفته ام، از آنکه خود عصا شده ام

میان من و تو یک جمع، فاصله افتاد

ببین دوباره برای شما ، شما شده ام

دوام آتش عشقت ، دو شعله بیش نبود

 دوباره چون نی تنهای بی نوا شده ام

گذشت کار من از شرح عاشقی دادن

برو بپرس از آیینه ها، چرا شده ام

 

#ادم

+ نوشته شده در  يکشنبه 1 اسفند 1395ساعت 11:00  توسط آدم ADM