چیزی شبیه شعر

گاه گاهي هم شده، زوري بخند از ته دل گر نشد، صوري بخند تا به كي چون غنچه، مي بندي دهان يك دهن، چون گل شيپوري بخند خنده بر هر درد بي درمان دواست گر شفا مي خواهي،

زوري بخند

 

گاه گاهي هم شده ، زوري بخند

از ته دل گر نشد ، صوري بخند

تا به كي چون غنچه، مي بندي دهان

يك دهن ، چون گل شيپوري بخند

خنده بر هر درد بي درمان دواست

گر شفا مي خواهي ، يك جوري بخند

تا نتركاند دلت را غصه ها

با خيال اينكه كيفوري بخند

مي كني هر كار تا مزدت دهند

فكر كن مامور مزدوري بخند

كوري چشم حسودان شاد باش

تا بگويي مست و مسروري بخند

صورت خود را به سيلي سرخ كن

مثل من از روي مغروري بخند

نيست جز با گريه دمخور بخت بد

تا شوي خوشبخت ، مجبوري، بخند

گر سماور قل قل از غم مي زند

جاي تو خوب است ، چون قوري بخند

ديگران را در جهنم كن رها

چون نصيب تو شده حوري بخند

مي و معشوق مجازي را ولش

همچو ما با مي انگوري بخند

تا روانت شاد باشد عين ما

از ته دل، گرنشد صوري بخند

 (ادم)

+ نوشته شده در  يکشنبه 4 مرداد 1394ساعت 17:03  توسط آدم ADM