بودن و نبودن
آن روزها اینگونه بی پروا نبودی
اصلا ، شبیه آدم حالا نبودی
آن لحظه هایی را که من بودم کنارت
انگار اصلا توی این دنیا نبودی
از همدلی می گفتی و همپایی خود
من پا به پا کردم ، ولی تو پا نبودی
یک عمر با تو همسفر بودیم با شوق
همراه ما بودی ، ولی با ما نبودی
مانند ابر از خود گذشتم ذره ذره
قطره شدم ، اما شما دریا نبودی
در غار تنهایی خود مجنون نشستم
شیرین زبانی کردی و لیلا نبودی
صدبار گفتم با خیالت راز خود را
نشنیده ای، چون با دلت اینجا نبودی
شاید شما هم درد تنهایی کشیدی
یک عمر، مثل من ولی تنها نبودی
*ادم
+ نوشته شده در يکشنبه
7 شهريور
1395ساعت 20:30 توسط آدم ADM
|