چیزی شبیه شعر

گرچه به ظاهر بركه اي آرام و خاموشم در انتظارت مثل سير و سركه مي جوشم در سرنوشت دست من خط خورده دامانت هرچند مي دانم، ولي بيهوده مي كوشم خم كرد پشت قلب من را دار

چيزي شبيه اسم تو

 

گرچه به ظاهر بركه اي آرام  و خاموشم

در انتظارت مثل سير و سركه مي جوشم

در سرنوشت دست من خط خورده دامانت

هرچند مي دانم ، ولي بيهوده مي كوشم

خم كرد پشت قلب من  را  دار تنهايي

لطفي كن و اين بار را بردار از دوشم

دادي به دستم جام عشققت را ولي از آن

جاي شراب شادماني ، گريه مي نوشم

از خواب هم  مانند  بيداري گريزانم

وقتي ندارم ، جز خيالت را در آغوشم

پيغمبرم در غار سرد بي كسي هايم

چيزي شبيه اسم تو پيچيده در گوشم

 

*ادم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 مرداد 1395ساعت 21:27  توسط آدم ADM