چيزي شبيه اسم تو
گرچه به ظاهر بركه اي آرام و خاموشم
در انتظارت مثل سير و سركه مي جوشم
در سرنوشت دست من خط خورده دامانت
هرچند مي دانم ، ولي بيهوده مي كوشم
خم كرد پشت قلب من را دار تنهايي
لطفي كن و اين بار را بردار از دوشم
دادي به دستم جام عشققت را ولي از آن
جاي شراب شادماني ، گريه مي نوشم
از خواب هم مانند بيداري گريزانم
وقتي ندارم ، جز خيالت را در آغوشم
پيغمبرم در غار سرد بي كسي هايم
چيزي شبيه اسم تو پيچيده در گوشم
*ادم
+ نوشته شده در چهارشنبه
6 مرداد
1395ساعت 21:27 توسط آدم ADM
|