دامن وصل
اگر چه مثل شب از پیش چشم تو دورم
تو آفتابی و من سایه ای پر از نورم
در این سیاهی دور از تو مانده ام تنها
بگیر دست دلم ، بی عصای تو کورم
شبیه پیر خماری گرفته ام در کف
سبوی خالی و در جستجوی انگورم
ندیده ام چو گل بوسه تو عطاری
بگو که نسخه بپیچد که سخت رنجورم
مرا چو وصله بچسبان به دامن وصلت
چو خار اگر چه کنار گل تو ناجورم
در این سیاهی دور از تو مانده ام تنها
بگیر دست دلم ، بی عصای تو کورم
مرا فدایی تو آفریده اند ، بیا
شوم فدای قدم های تو که مامورم
# ادم
+ نوشته شده در شنبه
18 ارديبهشت
1395ساعت 21:51 توسط آدم ADM
|