چیزی شبیه شعر

رفتي و گذشتي، نه عليكي نه سلامي نه چشمك لطفي، نه يك اخم پيامي دانم كه دل از چون من بي مايه بريدي يكباره چرا، قاعده اي، نظم و نظامي من ماندم و تنهايي و يك جمعه د

پيريم و كسي مان نپذيرد به غلامي

رفتي و گذشتي ، نه عليكي نه سلامي

نه چشمك لطفي ، نه يك اخم پيامي

دانم كه دل از چون من بي مايه بريدي

يكباره چرا ، قاعده اي ، نظم و نظامي

من ماندم و تنهايي و يك جمعه دل تنگ

نه حال پريدن ، نه نشستن سر بامي

اهلي شدنم كوزه به كوزه شده ممكن

وحشي شدنم را بچشان يك دو سه جامي

          روياي تو بس نيست، تو بايد كه بيايي

دل مي طلبد از لب شيرين تو كامي

پشت قفس شيشه ام رو به خيابان

چشمم به تماشاست ببيند تو كدامي

آزادم اگر ، از سر آزادگي ام نيست

پيريم و كسي مان نپذيرد به غلامي

+ نوشته شده در  يکشنبه 21 تير 1394ساعت 19:55  توسط آدم ADM