تلخ و شیرین
تلخ و شیرین پر کند پیمانه ها را روزگار
گاه پاییز و زمستان می شود ، گاهی بهار
نه شکست ات ماندگار است و نه پیروزی تو
نه از آن دلگیر باش و نه به این کن افتخار
گرشبی، روزی ،هجوم آورد دردی ،غصه ای
دفع کن این حمله را با کارهای خنده دار
چاره هر درد بی درمان آدم خنده است
می کند لبخندکی ، صد لشکر غم تار و مار
صبر کن وقتی که در دام کسی افتادی و
نه توان جنگ داری و نه امکان فرار
می شود دنیا به چشمانت بهشت جاودان
گر ببوسی روی دشمن را شبیه روی یار
پیش چشم شادی و اندوه ندارد هیچ فرق
کاخ فرمانیه با پسکوچه دروازه غار
با تحمل تلخ در کام تو شیرین می شود
گوش،کن ! سودی ندارد این همه داد و هوار
گفت خواجه " با دل خونین لب خندان بیار"
گر چه داری صد دل پر خون تر از قلب انار
#ادم
telegram.me/chizishabihesher
+ نوشته شده در چهارشنبه
18 فروردين
1395ساعت 11:58 توسط آدم ADM
|