كوك غم
همراه نسيم و گل و شبنم من و تو
بايد بشويم همسفر هم ، من و تو
تو وسوسه حضرت حوا بشوي
تكرار كنيم قصه آدم من و تو
باران بهاري بشويم و بزنيم
بر تشنگي كوير ، نم نم من و تو
بگذاريم با عشق و محبت همه جا
بر زخم دل شكسته مرحم من و تو
در جنگ وفاداري و پيمان شكني
در دست گرفته ايم پرچم من و تو
اين سر كه نثار قدم عشق شده
هرگز نكنيم پيش كسي خم من و تو
فرمانده اهل دل چو فرمان بدهد
با گل برويم خط مقدم من و تو
تهمينه عشق ، امر بفرمايد اگر
كت بسته بياوريم رستم من و تو
يك روز شبيه دو كبوتر بپريم
تا قله قاف عشق ، با هم من و تو
با عشق شود آدم ، انسان تمام
مانند دو زاويه ، متمم من و تو
امروز كه ساعت بشر كوك غم است
ماتم زده ايم مثل محرم من و تو
فردا روزي شاد شود بخت جهان
مردم همه بي غصه و بي غم من و تو
ايگونه كه من پر از تمناي توام
افسانه شويم در همه عالم من و تو