نافله لب
هر كه ز تو يك قدم فاصله دارد
از قلم سرنوشت خود گله دارد
داد و هوارم ز شوق آمدنت بود
ديدن تو ، به خدا هلهله دارد
پيش تو يودن ، اگر چه ثانيه اي هم
با همه كس، ارزش مجادله دارد
صبر ندارد دلم ، ولي تو بگويي
عاشق تو تا ابد حوصله دارد
سخت نگيرد بگو با من بيدل
چشم تو انگار قصد غائله دارد
در وجودم ، آتشي افروخت نگاهت
در پي اش آتش فشان، زلزله دارد
اين غزلم را نثار پاي تو كردم
گر چه لبت هم ، ميل معامله دارد
داده اي دو بوسه ، يكي بدرقه اش كن
واجب لب در پسش نافله دارد
چشم ! قبول مي كنم اين دو سه ، اما
شعر به اين بانمكي صد صله دارد
+ نوشته شده در يکشنبه
21 تير
1394ساعت 20:04 توسط آدم ADM
|