چیزی شبیه شعر

نمي دانم چرا اين روزها باران نمي بارد كسي يك قطره ناله بر من گريان نمي بارد اگر افتاد در دور فلك، قصد عذاب ما چرا از آسمانش، آتش سوزان نمي بارد گمانم شد تهي اَن

چتر و معجزه

نمي دانم چرا اين روزها باران نمي بارد

كسي يك قطره ناله بر من گريان نمي بارد

اگر افتاد در دور فلك ، قصد عذاب ما

چرا از آسمانش ، آتش سوزان نمي بارد

گمانم شد تهي اَنبان لطف حاتم دنيا

كه ديگر نعمتش ، يك لقمه بر انسان نمي بارد

كوير لوت گيرم كفر نعمت كرد ، چرا آخر

به روي سبزْ دشت و جنگل گرگان نمي بارد

مگر كور است چشم مادر فرتوت درياها

كه مي بيند زمين را تشنهْ سرگردان ، نمي بارد

زماني پاي كوبان ، سيل بر ما مي كند جاري

چرا امروز بر ما شاد و دست افشان نمي بارد

براي معجزه همراه نامش چتر آوردم

نمي دانم چرا با اين همه ايمان ، نمي بارد

بيا اي اشك! شيرِ دوشِ لطفِ خويش را واكن

به جز تو هيچكس در كاسه رندان نمي بارد

+ نوشته شده در  يکشنبه 21 تير 1394ساعت 20:05  توسط آدم ADM