چیزی شبیه شعر

پاي خود را از گليم ديگران بيرون بكش دست خود از آستين اين و آن بيرون بكش خود قلم در كف بگير و نقش تازه خلق كن سر نوشتت را ز دست آسمان بيرون بكش برتري از هركه هست

مثل شادي باش

پاي خود را از گليم ديگران بيرون بكش

دست خود از آستين اين و آن بيرون بكش

خود قلم در كف بگير و نقش تازه خلق كن

سر نوشتت را ز دست آسمان بيرون بكش

برتري از هركه هست و بهتري از هر چه بود

روح  را از بردگي  ناكسان  بيرون بكش

من نمي گويم ننوش از آب انگور حيات

جام خود از محفل نعره كشان بيرون بكش

غم نباش و مردمان را پاي بند خود نكن

مثل شادي رقص از پير و جوان بيرون بكش

دشنه داري دشمنان دوست را گردن بزن

تيغ نامردي ز كتف دوستان بيرون بكش

سخت مي گيرد جهان بر مردمان اهل حق

حق خود را از دهان هفت خوان بيرون بكش

پرچم  آزادگي آسان  نمي آيد  به  كف

تاج را از پنجه شير ژيان بيرون بكش

مرد باش و نان بازوي خودت بر سفره نه

نمره مي خواهي ز برگ امتحان بيرون بكش

زندگي چندان نيرزد كه به ذلت تن دهي

جان خود را از جهان غافلان بيرون بكش

طالب شهر يقيني همنشين عشق ياش

پاي دل را از گل حدس و گمان بيرون بكش

نيست هر شيرين لبي شايسته دلداريت

قلب خود از زير پاي دلبران بيرون بكش

تا به كي حرف دلت در سينه پنهان مي كني

عشق را از پشت پستوي دهان بيرون بكش

+ نوشته شده در  يکشنبه 21 تير 1394ساعت 20:07  توسط آدم ADM