نقطه پايان
همگام با ترانه باران رسيده ام
ازقلب حادثه، همين الان رسيده ام
گفتم مگر ز طعنه مردم نهان شدي
دور از نگاه ديگران پنهان رسيده ام
در آرزوي گرمي انگشت هاي تو
تا انتهاي سرد خيابان ، رسيده ام
آموختم حكايت لب ها و دل جداست
با گريه در دل و لب خندان رسيده ام
روياي ديدن تو در سر داشتم ، ولي
ازبخت بد به خواب پريشان رسيده ام
در دل چراغ روشن و در ديدگان غبار
مجنون شدم ،به قلب بيابان رسيده ام
چيزي در انتهاي اين راه دراز نيست
باور نمي كنيد ؟ به قرآن رسيده ام!
بابال عشق گفته بودم مي شوم رها
اين بار هم به ميله زندان رسيده ام
من با توهم دوباره بسامان نمي شوم
وقتي به پوچي سر وسامان رسيده ام
فهميده ام كه قصه هاي عشق قصه بود
اكنون به فهم قصه انسان رسيده ام
امروز اميد و آرزو در من شهيد شد
امروز من به نقطه پايان رسيده ام
(ادم)
https://telegram.me/chizishabihesher