عشق وعافيت
اگر چه مدعي عشق و عاشقي كم نيست
اثر ز عاشق صادق ولي در عالم نيست
خبر ز حال دل مانده در فراق چه داري
تويي كه چشم توجوشان چوچاه زمزم نيست
ز طعم عشق ندارد نشان ، كلام كسي
كه ورد روز و شب او ، ترانه غم نيست
به صبر و حوصله شايد به كام خود برسي
ز جام وصل چشيدن ، بدون ماتم نيست
مرا به عشق بخوان ، گر چه راه پر خطر است
هرآن كجا كه نه عشق است،عافيت هم نيست
درون سينه ، دلي پر ز عشق مي خواهد
هر آنچه روي دو پا مي رود كه آدم نيست
اگر چه پير خرد ، داد حكم توبه مرا
مرا سري ست كه جزپيش پاي تو خم نيست
شبيه عهد شما ، بشكند به آساني
اساس توبه ما نيز سخت و محكم نيست
(ادم)
https://telegram.me/chizishabihesher