چیزی شبیه شعر

كعبه عشقم كه او بتخانه مي خواند مرا معبد شوقم، ولي ميخانه مي خواند مرا كاشف اسرار پنهان در نگاه ليلي ام بي خبر از رازها، ديوانه مي خواند مرا آتشي افروخت كبريت ن

حكم هجران

 

كعبه  عشقم كه او  بتخانه  مي خواند مرا

معبد  شوقم ، ولي  ميخانه مي خواند مرا

كاشف   اسرار   پنهان  در  نگاه   ليلي ام

بي خبر از رازها  ،  ديوانه  مي خواند  مرا

آتشي  افروخت  كبريت  نگاهش  در سرم

سوختم چون شمع واوپروانه مي خواند مرا

گنج  عشقش  بر دلم  مانند كوه  آوار  شد

من  خراب  او  و  او  ويرانه  مي خواند  مرا

خوب مي دانم كه پنهاني هوادار من است

عاقبت  يك  روز ، با  پيمانه  مي خواند مرا

قاضي لب هاي او گر حكم هجران مي دهد

پاسبان  چشم ها ،  دزدانه  مي خواند مرا

باورعشقي چنين سخت است،مي دانم، ولي

او كه مي داند چرا افسانه مي خواند مرا ؟

 

(ادم)

https://telegram.me/chizishabihesher

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 دی 1394ساعت 15:12  توسط آدم ADM