" ما " شدن
به یک نگاه اسیر بلا شدن سخت است
به درد عشق کسی مبتلا شدن سخت است
ز بند پای ، به همت توان شدن آزاد
اگربه پای دل افتد ، رها شدن سخت است
پر از "من" است زبان جوان و پیر اینجا
برای عاشق ومعشوق"ما"شدن سخت است
مرا که جز به صداقت نگفته ام سخنی
حریف مردم پر ادعا شدن سخت است
دلم چو برف سفید است و همچو آتش گرم
سیاه و سرد چو اهل ریا شدن سخت است
اگر چه وعده وصل تو در میان باشد
به نزد هرکس وناکس دوتاشدن سخت است
در این دیار ، که بت مردمان زر و زور است
یکی شبیه خلیل خدh شدن ، سخت است
دلم ، هنوز جوان است و پا و دستم پیر
چقدر،دست به دوش عصا شدن سخت است
هزار بوسه بدهکار دست و پای توام
طلب چوبگذرد ازحد ،ادا شدن سخت است
کنون که داغ دلم تازه است ، کاری کن
برای زخم قدیمی دوا شدن سخت است
برای همچو منی که ، پر است از یادت
درون جامه درویش جا شدن سخت است
(ادم)
telegram.me/masalansher