دنياي مجازي
امروز شده چشمك و لبخند مجازي
دل دادن و دل بستن و پيوند مجازي
لبريز شد از دوري تو كاسه صبرم
دارم سر ديدار تو ، هر چند مجازي
عكسي ز تو ديدم به گمانم كه تو بودي
اين شك به دلم لرزه اي افكند مجازي
شب خواب تو را ديدم و با شوق گرفتم
يك بوسه از آن دو لب چون قند مجازي
امروز مجازي شده اي هم سفر من
با ياد تو رفتيم به دربند مجازي
تا چشم حسودان نزند چشم تو را چشم
آتش زده ام دانهء اسپند مجازي
دنياي عجيبي شده دنياي من و تو
دنباله هر چيز ، نوشتند مجازي
عشقم به تو دارد رگه هايي ز حقيقت
اين حس نبود- جان سوگند!- مجازي
(ادم)
+ نوشته شده در يکشنبه
8 شهريور
1394ساعت 11:50 توسط آدم ADM
|