چیزی شبیه شعر

شده ایم عاشق و دیوانه و شیدا الکی من شدم وامق و او هم شده عذرا الکی ساختیم خانه ای از مهر و محبت، مثلا من شدم آدم و او حضرت حوا الکی گفت دیروز که امروز برآرد کا

الكي

 

شده ایم عاشق و دیوانه و شیدا الکی

من شدم وامق و او هم شده عذرا الکی

ساختیم خانه ای از مهر و محبت، مثلا

من شدم آدم و او حضرت حوا الکی

گفت دیروز که امروز برآرد کامم

می دهد بار دگر وعده فردا الکی

من زرنگم به گمان همه کس ، اما او

تشنه لب می بردم تا لب دریا الکی

او ریا کرد و من از لفظ حقیقت گفتم

من شدم ابله و او عاقل و دانا الکی

هر چه دیدم الكي، هر چه شنیدم الكي

عین عشق من و او ؛ شد همه دنیا الکی

دوستی ، عشق ؛ وفاداری و ایثار همه

ادعاييست که شد یکسره حالا الکی

نیست جز صحنه زیبای نمایش اینجا

هست هر چیز در این شهر به مولا الکی

این همه پایین و بالا نکن ای صاحب راز

هست پایین همه بازیچه و بالا الکی

عرضه کردم به جهاندیده رندی شعرم

گفت در لفظ ضعیف است و به معنا الکی

الکی نیست هر آن قصه شنیدی از عشق

نتوان گفت چنین قصه زیبا الکی

(ادم)

+ نوشته شده در  شنبه 7 شهريور 1394ساعت 20:15  توسط آدم ADM