عشق پنهاني
ديوانه ، مجنون ، هر چه تو مي خواني ام من
دل بسته اين بي سر و ساماني ام من
چون كاروان مانده بي فانوس مهتاب
دور از شما محكوم سرگرداني ام من
فرقي ندارد روز و شب ، در غيبت تو
دلگير مثل جمعه باراني ام من
آزادگي سخت است در هرم نگاهت
در بند چشمان شما زنداني ام من
حرف دلم را ، در دلم چون راز دارم
از بيم مردم ، عاشق پنهاني ام من
يادت نخواهد رفت از يادم ، اگر چه
گاهي اسير غفلت شيطاني ام من
اين يك دو روز مانده با من كن مدارا
عشق تو جاويد است ، گرچه فاني ام من
نه وعده ديدار ، نه وقت تماشا
در آرزوي يك نگاه آني ام من
حرفي بزن ، چيزي بگو ، خاموش تا كي
در جستجوي نغمه انساني ام من
(ادم)
+ نوشته شده در چهارشنبه
4 شهريور
1394ساعت 10:47 توسط آدم ADM
|