آخرين اميد
آخرين اميد
چشمت دو رديف مژه سنگر دارد
ابرو به برندگي خنجر دارد
لب هاي تو، آخرين اميد ما هم
قفلي بر خود چون در خيبر دارد
پيمان شكن
شيطان شدي و راه انسان را گرفتي
از قلب هامان عشق و ايمان را گرفتي
چون آسمان پيمان صلحت را شكستي
از اين زمين تشنه باران را گرفتي
دهاتي و شهري
ديروز فقط به وعده اي سر كردي
شب حواله اش به روز ديگر كردي
من دهاتي ساده ، تو شهري زرنگ
با چرب زبانيت مرا ... كردي!!
(ادم)
+ نوشته شده در سه
شنبه
3 شهريور
1394ساعت 16:02 توسط آدم ADM
|